مبارزه با پ نه پ!!!
بابام از اداره زنگ زده خونه، بعد از کلی احوال پرسی می گه: بچه، خودتی؟ می گم: پ نه پ، به سیستم تلفنباک بانک ... خوش آمدید. برای پرداخت قبوض شماره 1، برای اطلاع از موجودی حساب شماره 2 و ... . گفت: زهر مار؛ و قطع کرد. دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق، منم پای پ نه پ بودم که گفت: اگه یه بار دیگه بگی پ نه پ، دیگه تو این خونه نمی خوابی. گفتم: یعنی بیرونم می کنی بابا؟ گفت: پ نه پ، خونه رو عوض می کنم!!
رفتم سوپری می گم نوشابه دارید؟ می گه نوشابه مشکی؟ گفتم: پـــ ... عصبانی شد گفت برو بیرون... . می گم آقا می خواستم بگم پنیرم می خوام. یارو کلی معذرت خواهی کرد و گفت: پنیر کیلویی می خوای؟ گفتم پ نه پ متری می خوام!!
می خوام مسواک بزنم... مامانم می گه: می خوای مسواک بزنی؟ می گم: بله مامان جون. می گه: خمیر دندون زدی روش؟ می گم: بله مامان جون!
می گه: ای شکوفه تو اون سرت که این همه موقعیت پ نه پ درست کردم واست، استفاده نکردی!!
"فقط اين جا"