نظرت چیه؟!

قلب

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم.
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات؟!..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد...
چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد. درون آن چنين نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم شرط عشق رو به جا بیارم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)
دختر نميتوانست باور كند..اون اين كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره هاي اشك روي صورتش جاري شد..و به خودش گفت: چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم؟!!!...

 

گاهی وقتا

توی زندگی آدما لحظه ای متولد میشه

که  روح اونارو وسیعتر از آسمون و رقیقتر از بارون میکنه

مثل وقتی که یه نفرو خیلــی دوست دارن

مثل وقتی که خیلی دلشون براش تنگــــ میشه

اینجور موقع ها

آدما حاضرن همه هستیشونو بدن

تا بتونن درست راس همون لحظه دلتنگــی

اون فرد رو ببینن

گاهـــی وقتا

آدما از هم خیلــی فاصله دارن

چیزی حدود هـــزار سال نوری!!!!

اینجور موقع ها

حاضرن همه هستیشونو بدن تا

تا برای یک لحظه نزدیکـــ هم باشن

بتونن طعم صدای همدیگه رو مزه مزه کنن

لهجه نگاه همدیگه رو با تمام وجود حس کنن و...

 گاهـــی وقتا

آدما میتونن بعد از قرنها برای چند لحظه

دوست داشتنــی ترین فرد زندگیشونو ببینن

اینجور موقع ها

حاضرن همه هستیشون رو بدن

تا زمان برای همیشه متوقفـــ بشه

میخوام فقط یه چیزو بدونی....فقط یه چـــیز....

تمام گاهــی وقتای زندگیه ادما همیشه های زندگیه منه

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net
 
 
 
 

30 تا کار برای اینکه لج همه رو در بیاری!

۱. روزهاي تعطيل مثل بقيه روز ها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن.

2. سر چهار راه چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند.

3. وقتي از كسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين.

4. كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنيد.

5. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب كانال رو عوض كنيد.

6. در يك جمع سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين.

7. وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين.

8. موقع ناهار توي يك جمع جزئيات تهوع و گلاب به روتون استفراغي كه چند روزپيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين.

9. بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهن هاشو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ كدوم جالب نيست و سريع خارج بشين.

10. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از ارايشگرتون تعريف كنين.

11. صابون رو هميشه كف وان حموم جا بذارين.

12. وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده.

13. وقتي كسي در جمعي جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود.

14. چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش ياد اوري كنين.

15. بادكنك بچه ها رو بتركونين.

16. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بهش بخندين.

17. وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مياد.

18. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين.

19. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري،بي موقع دست بزنين.

20. هر جايي كه مي تونين،آدامس جويده شده تون رو جا بذارين،توي دستكش دوستتون بهتره.

21. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قند دون بذارين.

22. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين.

23. عكس هاي عروسي دوستتون رو با دست هاي چرب تماشا كنين.

24. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه را بپرسين.

25. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذاين.

26. توي ظرف هاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندق هاي دهان بسته بذارين.

27. توي روز هاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين.

28. توي جاي كارت دستگاه هاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين.

29. جاي برچسب هلي قرمز و ابي شير هاي اب توالت رو عوض كنين.

30. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين.

 نایت اسکین

نیمرو درست کردن دخترا وپسرا!

دخترها

۱:توي ماهيتابه روغن ميريزن
۲:اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳: تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
۴:چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن


پسرها

۱:توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲:توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳:ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
۴:توي ماهيتابه روغن ميريزن
۵:توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶:يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷:چند تا فحش ميدن
۸:دنبال كبريت ميگردن
۹:با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰:ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد)!
۱۱:ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
۱۲:تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳:چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴:ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵:تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶:روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
۱۷:تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
۱۸:دنبال نمكدون ميگردن
۱۹:نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲۰:دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲۱:نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲۲:صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
۲۳:نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
۲۴:بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
۲۵:چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
۲۶:توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲۷:با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
۲۸:صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
۲۹:سريع برميگردن توي آشپزخونه
۳۰:تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
۳۱:ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
۳۲:دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
۳۳:قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
۳۴:چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
۳۵:ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
۳۶:چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
۳۷:ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
۳۸:روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
۳۹:چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
۴۰:نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
۴۱:قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
۴۲:چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
۴۳:با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
۴۴:پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
۴۵:نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

نایت اسکین

این بار یه داستان عاشقانه

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. ....

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

نایت اسکین

اس ام اس های نفرت

در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است

وقتی با این انهدام سخت از چشمانم افتادی . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خواهش میکنم : بی حوصلگی هایم را ببخش ، بداخلاقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تورا می بخشم که مسبب همه ی اینهایی.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

معنای شکست می شوی بعد از من

سروی که نشست ، می شوی بعد از من

من زنده به گور می شوم بعد از تو

تو مرده پرست می شوی بعد از من.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی هست آغوشش را،شانه‌هایش رابه من قرض بدهد ؟ !

تا یک دل سیر گریه کنم؟!بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ته دیگ عشق اول را هر چقدر که بسابی ،

چه با اسکاجدوست داشتن های بعدی چه با سیم ظرفشویی عاشق شدن های بعدی

از دلـت پاک نمی شود حالا تو هی بساب و از صدای نا هنجارش سر درد بگیر … !!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زیر سایه بون چشمات تو شبستون نگاهت

یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم

بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون

میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بعضی از فرشته ها بال دارند و بعضیاشون ندارند مثل دوست ؛ تقدیم به تو فرشته ی بی بالم که به وجودت می بالم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همین که یاد من کردی تشکر

همین که مرهم دردی تشکر

در این دنیا که مردم بی وفایند

همین که باوفا هستی تشکر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در کوچه ی عشق عاشقی کمرنگ است

حرف دل عاشقان چه رنگارنگ است

وقتی که ریا روی محبت باشد

انگار تمام قلب ها از سنگ است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟

تقصیر تو نیست

همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی آشیانه را شوق ماندن نیست

سنگ بر زمین انداز ، من خود پریده ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یاد من باش اگه سنگم ،اگه خاکم ،اگه رودم

برا تو خاطره گفتم واسه تو خاطره بودم

اگه بارون و بیابون منو گم کرده تو چشماش

گاهی وقتا مهربون شو ،گاهی وقتا یاد من باش

کاش میشد ...

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگيره

 

 بی بهونه می باره، به کسی توجه نميکنه

 

از کسی خجالت نميکشه

 

می باره و می باره و می باره

 

اينقدر می باره تا آبی بشه

 

کاش...

 

کاش می شد مثل آسمون بود

 

کاش می شد وقتی دلت گرفت آنقدر بباری تا

 

 بالاخره آفتابی بشی

 

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

 

انگار نه انگار که غمی بوده

 

همه چيز فراموشت بشه...!!!

 

رفتار یک دانشجو از ترم اول تا آخر

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!


 ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…


 ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام …
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا


 ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو…


 ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …


 ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!


 ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …


 ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …

بیهوده

چندان که می گریم

چندان که می گریم

و اشک

چشمه ساریست

روزی آمدی

روزی رفتی

در این آمد و شد

هیچ نوشدارویی

برای

زخمهای

من

نبود

13 جمله کلیدی پزشکان

این بیماری شما باید فوری درمان بشه: یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد: یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر: یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم: یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین: یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می‌گیرم!

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه: یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید: یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین: یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه‌های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!

ابن بیماری الان خیلی شایعه: یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین: یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ‌های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه‌های درمانتون رو باهاش قسمت کنم

عشق دیروز

 

من این اواره بودن را

میان ورطه اندوه و تردید نگاه تو نمیخواهم

من این رسوایی فهم کلامت را

میان خستگیهایم نمیخواهم.

منم

پیداترین پنهان

میان چشمه جوشان عشق تو

من این نادیدنی هارا نمیخواهم.

تو گفتی بگذر از خویشت

تو گفتی پر بکش با من

تو گفتی خسته ام

با من بیا تا ناکجای عشق

پناهم ده میان خلوت خاموش خود

بشکن حباب بی کسی هایت

دو دستت را بده

بالا بیا از نردبان وحشت از مردم

بیا با من

بمان با من

تورا من دوست میدارم...

برایت می سرایم از نسیم دل

برایت شعر میگویم

برایت بال خواهم بود...

به تو عاشق شدم...

بنگر...

یادت هست؟؟؟؟؟

مرا اکنون میان عالم احساس تو باور کنم جا هست؟؟؟

منم من ان غزال زخمی گم کرده راه خویش

منم من ان پرستویی که تا اغوش تو پر زد

نشست انجا کنار چشمه جوشان احساست

شدم همبستر خاموش شبهایت...گسستم بند از پایت....

رهایت کردم از زندان تنهایی....

شدم همراه و هم پایت...

منم من...هم صدای بارش باران میان ابرم معنای چشمانت...

یادت هست...؟؟؟

عزیزم هم نفس با تو

میان قیل و قال و رنگ این دنیای نا مفهوم خواهم ماند

مرا بار دگر بنگر

همانم...

من به جز عشق نگاه تو

به جز گرمای دستانت

به جز پاکی احساست

نمیخواهم...

مرا در یاد خود اور....

نایت اسکین

 

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

                                                  به فکرتم....

                                                                به یادتم

                                                                       زنده به انتظارتم ....

نبودنت...

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

جزیره (شعری که...)

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

 زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

 تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

 

اس ام اس های زیبا

سلام را در زیباترین صدف عشق میگذارم تا رود محبت آنرا به اقیانوس دلت برساند.

+++++++++++++++++

مهر دل ما مدام تقدیم شما / عمری که شود به کام تقدیم شما / پیدا نشد آن هدیه که در شان شماست / یک باغ گل یاس با سلام تقدیم شما.

+++++++++++++++++

یک سلام قشنگ تقدیم به کسی که نامش در بهار من ، یادش در اندیشه ی من ، عشقش در قلب من و دیدنش آرزوی من است.

+++++++++++++++++

بهترین سلام تقدیم به کسی که معرفتش دریاست و همیشه به یاد ماست.

+++++++++++++++++

سلام از سردخونه مزاحم میشم! اینجا قلب یخ زده است که منتظر اس ام اس گرم شماست.

+++++++++++++++++

گرمی سلامم آتش خاطره هاست ، پذیرا باش اگرچه میان ما فاصله هاست!!!

+++++++++++++++++

عاشقان را عشق فرمان می دهد ، لوتیان را معرفت پس سلام ای عاشق لوتی صفت.

+++++++++++++++++

سلام بر قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند،سلام بر شقایقها که محکوم به عشقن،سلام بر تو که محکوم به دوست داشتنی.

+++++++++++++++++

اول از روی ادب ای گل زیبا سلام ، دوم از روی محبت به شما دارم پیام

+++++++++++++++++

سلام صدایى که اکنون شنیدى sms نبود بیان یاد شما بود در ذهن ما که بدانى همیشه به یادت هستم.

+++++++++++++++++

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ، بی خبرباشی و از دور پیامی برسد

+++++++++++++++++

توده ی سلام به سمت شما در حرکت است

ضمنآ احتمال بارش بوس دور از انتظار نیست…

+++++++++++++++++

گویند سلام طلائی ترین کلید برای صعود به تالار آشنایی هاست
پس صمیمی ترین سلام تقدیم تو باد

+++++++++++++++++

عشق یعنی با تو گشتن هم کلام / عشق یعنی انتظار یک سلام
 عشق یعنی دستهای رو به دوست / عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
 عشق یعنی شاخه ای گل در سبد / عشق یعنی دل سپردن تا ابد

+++++++++++++++++

ساقیا! باز خماریم به جامی بنواز / خاطر خسته ما را به سلامی بنواز

گر میسر نشود بگذری از کوچه ما / گاه گاهی دل ما را به پیامی بنواز !

+++++++++++++++++

یه تیکه سلام ، دو فنجون مکث ، یه لحظه سکوت ، به احترام آرزوهامون.

+++++++++++++++++

سلامم را بجای زغال قلیانت پذیرا باش تا به احترامت خاکستر شوم

+++++++++++++++++

عمر آدم کفاف نمیده به آخر جاده معرفت برسه ، آهای تو که آخر این جاده ای "سلام"

+++++++++++++++++

از دور برایت گلی میفرستم که نامش سلام و بویش عطر دوستی و پیامش غم دوری است.

+++++++++++++++++

سلام گل قشنگم، آسمون یه رنگم/ کاش بدونی عزیزم،چقدر برات دلتنگم

به اندازه قشنگی چشمای ستایش ، مردونگی طاهر ، گیچی صابر ، تحمل آتی ، پول حشمت فردوس : دوستت دارم ( افتاد الان )

+++++++++++++

تا بدین لحظه نمی دانستم یاس اینقدر اصالت دارد / من برایت گل یاسی چیدم ، چون گل یاس به اندازه یک عشق صداقت دارد.

+++++++++++++

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی.

+++++++++++++

نه تو مانی و نه اندوه نه هیچ یک از مردم این آبادی ، به حباب لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت ، غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند. لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز.

+++++++++++++

چه کرده ای تو با دلم که نبض من صدای توست ؟

چه کرده ای تو با سرم که فکر من هوای توست ؟

+++++++++++++

پیش هر تیغی سپر باید گرفت ، پیش تیغ دوست ” سر ” باید گرفت.

+++++++++++++

بیا با من دلم تنهاترین است / نگاهت در دلم شور آفرین است / مرا در شعله ی عشقت بسوزان / که رسم دوستداریها همین است.

+++++++++++++

زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی

+++++++++++++

در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست

ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست.

 

+++++++++++++

وقتی از دوری تو تموم میشه تحملم / توی دلم داد میزنم خیلی دوست دارم گلم.

 

 

آنان که با فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست ، چرا که جاودانند .
 
موجی از بوسه را بر ساحل دلت میفرستم تا بدانی فراموش نشدنی هستی .
 

آن روز که سقف خانه ها چوبی بود
/ گفتار و عمل در همه جا خوبی بود / امروز بنای خانه ها سنگ شده / دلها همه با بنا هماهنگ شده .
 
گفته بودی گنج در ویرانه هاست / راست گفتی ، چون وجودت در دل ویران ماست .
 
وقتی لبخند به دنبال جایی برای نشستن است
، آرزو دارم در آن نزدیکی ها باشی .
 
مرا در تاب و در تب می پسندی / برای خاطرم شب می پسندی / تهی گشتم که سرشار تو باشم / ولی از غم لبالب می پسندی .
 
آرزویم این است
، در پس این همه دیوار ، با آرزوهایت یک به یک کنی دیدار .
 
کوله بارم بر دوش ، سفری تا ته تنهایی محض ، سازکم با من گفت : هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل ، من خدا را دارم .
 
اگه تو کوچه پس کوچه های قلبم گم شدی
، دنبال کسی نباش که بهت آدرس بده ، چون فقط تو اونجایی !
 

گفتی فراموش کردن کار ساده یست ، تو فراموش کن ، من این ساده ها را بلد نیستم !

راستی اس ام اس های خودتون رو می تونید به من بفرستید تا نامتون هم زیر اون نوشته بشه!