به اندازه قشنگی چشمای ستایش ، مردونگی طاهر ، گیچی صابر ، تحمل آتی ، پول حشمت فردوس : دوستت دارم ( افتاد الان )

+++++++++++++

تا بدین لحظه نمی دانستم یاس اینقدر اصالت دارد / من برایت گل یاسی چیدم ، چون گل یاس به اندازه یک عشق صداقت دارد.

+++++++++++++

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی.

+++++++++++++

نه تو مانی و نه اندوه نه هیچ یک از مردم این آبادی ، به حباب لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت ، غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند. لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز.

+++++++++++++

چه کرده ای تو با دلم که نبض من صدای توست ؟

چه کرده ای تو با سرم که فکر من هوای توست ؟

+++++++++++++

پیش هر تیغی سپر باید گرفت ، پیش تیغ دوست ” سر ” باید گرفت.

+++++++++++++

بیا با من دلم تنهاترین است / نگاهت در دلم شور آفرین است / مرا در شعله ی عشقت بسوزان / که رسم دوستداریها همین است.

+++++++++++++

زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی

+++++++++++++

در محفل اگر دوست نباشد که صفا نیست / هر آب روان در همه جا آب بقا نیست

ای دوست بیا روشنی محفل ما باش / ما را طمعی از تو به جز مهر و وفا نیست.

 

+++++++++++++

وقتی از دوری تو تموم میشه تحملم / توی دلم داد میزنم خیلی دوست دارم گلم.