جريمه ي رياضي!
اين چند روزه همش مشغول درس خوندنم .( درساي 5 ماه پيش ، نوشتن مشقاي 2 ماه پيش ، درساي فردا ، پس فردا موجود ميباشد . . .)
پريروز كه چهارشنبه بود زنگ اول رياضيات داشتيم . زنگاي رياضي من اصلا گوش نميكنم و با بقل دستيم پشت نيمكت آخر كلاس حرف ميزنم ( معمولا موضوع گفتگو هاي ما راديو و گويندگان و عوامل آن است.) . مثل هميشه داشتيم حرف ميزديم كه معلممون از اون رديف شوروع كرد به ديدن دفتر بچه ها كه آيا دفتر كامل است يا . . . لازم به ذكر است منم يكي از همون افراد نقطه چين بودم كه دفترم از مسائل دو سه ماه پيش تا حالا عاريست . حالا چيكار كنم؟ چه خاكي به سرم به ريزم؟ آخه بقل دستيمم از من بدتر بود . . . يه دفه به سرم زد كه به يكي از دوستام كه اون طرف كلاس(كه معلممون دفتراشونو ديده بود ) نشسته بود بگم يه دفتر برام جور كنه. دفترو برام جور كرد ولي . . . هم اكنون معلم گرامي بالاي سر بنده است . . . به دفتر خره شده و ورق ميزند . . . تا اينكه صفحه ي اول دفتر را باز ميكند و . . . اسم صاحب دفتر را مشاهده مي كند . . . بله كار من ساخته است. دفتر دوستم و خودم را ميگيرد و سر ميزش بازميگردد. من رفتم پيش ميزش و گفتم خانم اون تقصيري نداره دفترش رو بهش برگردونيد. دوست واسطمم مياد و ميگه خانم تقصير من بود . من بهش دادم . . . من گفتم نه خانم به من منفي بديد ولي دفترمونو برگردونيد. گفت : شما منفي براتون اهمتي نداره.( راستم مي گفت تا حالا يه عالمه منفي خورده بوديم ولي بازم . . . ) خانوم قول ميدم تا شنبه كاملش كنم و درس هم جواب بدم . . . تا اينكه خانممون گفت : تا شنبه از فلان جا تا آخرين مسائل سه دور مي نويسي منفي هم مي خوري . وااااااااااااااااااي آخه شما نمي دونيد از فلان جا تا آخر يه دورش چند صفحه ميشه كه من بايد سه دورشو بنويسم. ( يه دورش حدود 10 صفحه پشت و رو ميشه )
حالا منم و حدود 30 صفحه مشق رياضي با جواب كه تا شنبه هم بيشتر وقت ندارم بنويسمشون. تازه يه دورشم نوشتم ولي تو فكر زدن مخشم يا سرشو گرم كردن يا هر شيوه ي ديگه اي. آخه مگه من چه جوري 30 صفحه با جواب اونم رياضي رو دو روزه بنويسم؟؟ انگاري معلم گرامي ما اسكل گير آورده. تازه كلي برنامه ي راديويي ( رو موج ما بمون ، راديو همراه ، ك سبد ترانه ، توپ و . . ) هست كه مخوام گوش كنم. واااااااااااااااي
"فقط اين جا"